chidazin
گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من

در سال 1351 خورشیدی وقتی باستان شناسان مشغول حفاری در شهر باستانی شوش بودند به حفره بزرگی رسیدند که مجسمه ای به طول 36/2 متر در آن قرار داشت. این مجسمه بدون سر بود و در ادامه حفاری ها سر آن هرگز پیدا نشد. بعد از بررسی های علمی و مطالعه خط های روی بدنه مجسمه معلوم شد این تندیس داریوش است که به دست هنرمندان مصری ساخته شده است و به معبد آتوم در مصر اهدا شده بوده اما بعدها به علت نامعلومی به ایران آورده شده و در جلو ورودی کاخ هخامنشی شوش قرار داده شده است. از آسیب های مجسمه و شکسته شدن سر آن معلوم است که سپاهیان اسکندر بعد از حمله به شوش و کاخ سلطنتی به این تندیس نیز آسیب رسانده اند.

این تندیس که هم اکنون در موزه ایران باستان در تهران نگهداری می شود از سنگی یک پارچه به ارتفاع 36/2 متر تراشیده شده است و وزن آن به چندین تن می رسد. تندیس به حالت ایستاده قرار دارد. پای چپش، کمی جلوتر از پای راست و بازوی راست به حالت افتاده قرار گرفته، با دست راست نیز چوب دستی کوتاهی را محکم گرفته است. ساعد چپ تندیس بر روی سینه قرار گرفته است. بر روی هر دو مچ دست، النگویی ساده دیده می شود. داریوش لباس رسمی مراسم هخامنشیان را به تن دارد. لباسی چین دار با آستین هایی بلند که به صورت مورب برش داده شده است و کمربندی که در جلو گره می خورد، خنجری نیز در این کمربند جای داده شده. روی چین های سمت راست لباس داریوش، کتیبه ای به خط میخی و در سمت چپ، کتیبه ای به خط هیروگلیف حک شده است. بر روی کمربند نیز نام داریوش به خط هیروگلیف نقش شده است.

Statue of Darius, the Achaemenid-nojavanha (5)Statue of Darius, the Achaemenid-nojavanha (11)

روی پایه مجسمه نیز تزئیناتی حجاری شده است. در بخش جلو دو خدای مصری در حال گره زدن گیاه نیلوفر آبی و لوتوس هستند. این نشانه پیوند میان مصر علیا و مصر سلفا است.

Statue of Darius, the Achaemenid-nojavanha (9)





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
پنجشنبه 23 فروردين 1397

کشکولدر روزگاری که تصوف در ایران رواج بسیار داشت ساخت اسباب و وسایلی که دراویش و صوفیان استفاده می کردند نیز رواج کاملی داشت صوفیان حتی در زمان صفویه به قدرتی بزرگ در ایران دست یافتند اما در اواخر صفویه از قدرت کنار گذاشته شدند این گروه که تا اواخر قاجاریه نیز در میان مردم زندگی می کردند اندک اندک با ظهور تجدد رنگ باختند و دیگر نشانی از آن شکل و ظاهر و وسایل خاص آنان پیدا نمی شود یکی از نشانه های دراویش کشکولی بود که با زنجیری به سر دست می آویختند و کارکردی شبیه کیف های امروزی داشت این کشکول ها هم نشانه دراویش بود و هم محلی بود که وسایلی مختلفی را در ان نگه داری می کردند. اما این کشکول ها از چه چیزی ساخته می شد. درختی در مناطق گرمسیری مانند هندوستان می روید که میوه ای شبیه نارگیل دارد و به نام کوکو شناخته می شود. صنعتگران ایرانی با استفاده از پوست چوبی این میوه و منبت کاری های زیبا بر سطح آن کشکول های دیدنی می ساختند البته کشکول هایی از جنس سفال نیز ساخته می شدند اما غالب کشکول ها از جنس این میوه بودند. مجموعه زیر نمونه هایی از کشکول های دیدنی است که در مجموعه های هنری خارج نگهداری می شود.

%da%a9%d8%b4%da%a9%d9%88%d9%84-7%da%a9%d8%b4%da%a9%d9%88%d9%84

%da%a9%d8%b4%da%a9%d9%88%d9%84-3




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
پنجشنبه 23 فروردين 1397

کشورهای شرقی از جمله ایران و ژاپن در قدیم برای گرم کردن خانه و خانواده ازکرسی استفاده می کردند به این ترتیب که منقلی را زیر یک کرسی یا میز کوچک قرار می دادند و روی آن را لحافی بزرگ پهن می کردند و بعد همه اعضای خانواده زیر این لحاف و دور میز می نشستند و به هنگام استراحت نیز همان جا می خوابیدند بعدها با گسترش وسایل مختلف گرمایی از جمله بخاری های گاز سوز این سنت به فراموشی سپرده شد اما حالا ژاپنی ها دوباره کرسی را احیا کرده اند ترکیبی از یک کرسیکه منبعی گرما ساز دارد به همراه مبلمان و لحاف که شکل مدرن و زیبایی نیز پیدا کرده است.کرسی جدید (1)





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
پنجشنبه 23 فروردين 1397




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
پنجشنبه 23 فروردين 1397

آیا می دانید چرا نامشان را دایناسور گذاشتند؟ چطور انسان ها در مورد دایناسورها اطلاعات بدست می آورند؟

مطلب امروز حقایق جالب توجهی را در مورد دایناسورها برای شما فاش می کند.

اولین چیزی که شاید دانستنش برای شما نوجوانان عزیز جالب باشد این است که کلمه دایناسور یعنی چه؟

کلمه دایناسور یک کلمه یونانی و به معنای "مارمولک وحشتناک " است. در سال 1842 ریچارد اوون این واژه را وارد زبان انکلیسی کرد و هدفش نه برای ظاهر وحشتناکشان بلکه برای اندازه شگفت انگیز دایناسورها بود.

دایناسورها مدت 160 میلیون سال روی زمین حکمفرمایی کردند. دوران زندگی دایناسورها از دوره تریاس شروع شد که در حدود 230 میلیون سال پیش بوده است و در دوران ژوراسیک ادامه داشت و در دوره کرتاس به پایان رسید که در حدود 65 سال پیش بوده است.

دوره سالی بین 250 میلیون سال پیش تا 65 میلیون سال پیش به عنوان دوره مزوزوئیک نامیده می شود. نام دیگر این دوره "دوره دایناسورها" نام دارد چون حیات و انقراض اکثر دایناسورها در این دوره زمانی بوده است.

دانشمندان علت انقراض یکباره دایناسورها را شهاب سنگ عظیم یا فعالیت آتش فشانی بزرگ می دانند.

دایناسورهاانواع مختلف داشتند. برخی گوشت خوار بودند ولی اکثر دایناسورها گیاه خوار بودند.

دسته گیاه خواران به خاطر در امان بودن در برابر دسته گوشت خواران سلاح های خاصی داشتند. به عنوان مثال دم های آنها میخ دار و سلسله مانند بوده است یا برخی از آنها در مقابل صورتشان سه شاخ داشتند تا بتوانند در مقابل خطر از خود دفاع کنند.

در کنار دایناسورها ، پرندگان و خزندگان نیز می زیسته اند که نمی توان آنها را در دسته دایناسورها جای داد.

trexroar

دانستنیها




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
پنجشنبه 23 فروردين 1397

خوشحالی یعنی




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
پنجشنبه 23 فروردين 1397

روانشناسی و مشاوره

پرسش

سلام. من یه پسر 17 ساله هستم. من اصلا اجتماعی نیستم یعنی اصلا تو گفت و گو ها و جمع های دیگه شرکت نمی کنم. در مهمونی ها خیلی خیلی ساکتم. با طرف مقابل نمیتونم ارتباط برقرار کنم، یک دلیلش هم اینکه چون حرف هاشون بزرگ تر از سن منه من شرکت نکنم بهتره (مثلا درباره قیمت ماشین بحث می کنند)

پدرم چند روز پیش باهام حرف زد گفت که چرا اجتماعی نیستی و از این حرفا. کسی هم منو تحویل نمی گیره تو مهمونی ها.

اگر هم مهمون بیاد خونمون من چند دقیقه (30 دقیقه) پیش مهمونا می شینم و میرم تو اتاقم (یا درس میخونم یا استراحت یا به گوشیم ور میرم)

اگر هم دامادمون بیاد که بدتر چون ازش خوشم نمیاد فقط یه سلام و خدانگهدار فقط همین.

خواهش میکنم بگید من چیکار کنم؟ (چند روز پیش هم یکی از فامیلامون به بابام گفته این پسرتون گوشه گیره خیلی) آخه شما حداقل بگید چیکار کنم ؟؟؟

ولی تو مدرسه اینجوری نیستم (فکر کنم چون اختلاف سن هامون کمتره اینجوریه) با دوستام خیلی خیلی حرف می زنم (البته تو زنگ تفریح) ولی تو جمع فامیلی این جوری نیستم.

دوست خیلی خیلی صمیمی هم کم دارم. فکر کنم حدودا 3 نفر باشن. 2 نفرشون که تو مدرسه نیستن (قبلا همکلاسی بودیم) یک نفر دیگه هم تو کلاس خودمونه ولی من با کل کلاسمون صحبت می کنم و می گیم و می خندیم.

راستی اگر تو جمع فامیلی یکی یه جک گفت و خیلی هم مسخره باشه من حتی تبسم هم نمیزنم ولی بقیه می خندند.

روانشناسی

مشاوره

پاسخ خانم دکتر سلیقه دار، مشاور و روانشناس سایت

دوست خوبم

خیلی خوب شرایط خودت و نظر خانواده ات را شرح دادی ولی متوجه نشدم که آیا دلت می خواهد دیگر کمی اجتماعی باشی و با نظر پدرت موافق هستی و یا اینکه این شرایط به نظر تو طبیعی است و می خواهی کاری کنی که والدینت و اطرافیانت هم متوجه طبیعی بودن آن بشوند؟

حالا سوال تو هر کدام از این ها که باشد چند پیشنهاد می تواند اوضاع بهتری برای تو و اطرافیانت ایجاد کند.

اول اینکه یادت باشد لازم نیست حتما اطرافیان ما هم سال ما باشند تا بتوانیم با آن ها ارتباط برقرار کنیم. برای مثال هنگامی که در سال های آینده مشغول کار شوی با آدم هایی سرو کار داری که لزوما هم سن خودت نیستند و باید بتوانی در حد وظایفت با آن ها روبه رو شوی. به همین دلیل لازم نیست حرف مشترک بین شما چیزهایی باشد که هر دوی شما در آن تسلط دارید. برای مثال گاهی صحبت از ماشین است و تو چیزی در این مورد نمی دانی و یا حرفی برای گفتن نداری خوب پس به آن ها گوش می کنی و اگر لازم بود در مورد چیزی در این باره نظر می دهی مثلا می گویی من از فلان مدل ماشین خوشم میاد و ... گاهی هم با خندیدن و مشارکت در فضای طنزی که ایجاد شده با آن ها همراهی می کنی. مهم این است بدانی که همین خندیدن به جوکی که گفته شده به تو کمک می کند تا ارتباط راحت تر و بیش تری داشته باشی و کم کم آماده شوی که نفر بعدی برای بیان یک موضوع خنده دار تو باشی.

اینکه وقتی مهمون دارید برای مدتی کنارشان هستی عالی است و همین هم نشان می دهد که اوضاع خیلی هم بد نیست اما برای اینکه بتوانی در این مدت تو هم آرامش و احساس بهتری داشته باشی و در عین حال رابطه بهتری برقرار کنی خوب است برای انجام برخی کارها مثل پذیرایی کردن از مهمانان داوطلب بشی. این کار موجب می شود تا راحت تر در جمع حاضر شوی.

در ضمن یادت باشد که داماد خانواده هم یکی از اعضای خانواده است و تو برادر همسر او هستی و خوب است فارغ از احساسی که نسبت به او داری تلاش کنی تا در هنگام حضور آن ها در جمع باشی و در برخی کارهای جمعی مثل تماشای تلویزیون در کنار آن ها قرار بگیری تا اوضاع معمولی و خوب باشد.

در مورد مدرسه هم جای خوشحالی است که با دوستانت رابطه خوبی داری. این تمرین و تجربه خوب به تو کمک می کند تا همیشه در داشتن ارتباط با دیگران ساده تر به قضایا نگاه کنی و خودت را به راحتی مجبور کنی تا در خانواده و مهمانی های اقوام مشارکت داشته باشی.




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
پنجشنبه 23 فروردين 1397

سیامک گلشیری در بیست و دوم مرداد ماه 1347 در یک خانوادة فرهنگی در اصفهان متولد شد. دوران کودکی را در اصفهان سپری کرد و سپس در شش‌ سالگی به همراه خانواده، به سبب تغییر شغل پدر، به تهران مهاجرت کرد. بعد از انقلاب، در سال 1359، بار دیگر به اصفهان بازگشت. در اواخر دوران دبیرستان به فعالیت‌های نمایشی روی آورد و چندین نمایشنامه را روی صحنه برد. با پایان این دوران تحصیلی، این فعالیت ها هم قطع شد. پس از آن به خدمت سربازی اعزام شد و از آنجا که تنها پسر خانواده بود، از رفتن به جبهه معاف شد. او در این دوران به فراگرفتن زبان آلمانی روی آورد. پس از پایان این دوران، در سال 1369، تحصیلات خود را در رشتة زبان آلمانی آغاز کرد. در این دوران به تدریج نه‌تنها به ادبیات آلمان، که به ادبیات تمامی جهان علاقه مند شد و در کنار خواندن آثار نویسندگان آلمانی، به مطالعة آثار مشهور ادبیات جهان نیز پرداخت. در سال 1375، پس از نوشتن رساله‌ای با عنوانداستان کوتاه در آلمان، پس از جنگ جهانی دوم، موفق به گرفتن درجة فوق لیسانس زبان و ادبیات آلمانی شد. گلشیری فعالیت ادبی‌اش را از سال 1370 آغاز کرد. اولین داستان کوتاه او به نام «یک شب، دیروقت» در سال 1373، در مجلة آدینه به چاپ رسید و پس از آن داستان‌های زیادی در مجلات مختلف ادبی، نظیر آدینه، گردون، دوران، کارنامه، زنده رود، زنان، کلک و چندین و چند مقاله در روزنامه‌های مختلف به چاپ رساند و سرانجام در 1377 اولین مجموعه‌داستانش با عنوان از عشق و مرگ منتشر شد. بیشتر داستان‌های گلشیری در ایران معاصر و به ویژه تهران معاصر اتفاق می افتند و با نگاه کاملاً رئالیستی به انسان معاصر و رابطه‌اش با جامعة معاصر می‌پردازند. از مشخصات داستان‌های او می‌توان به صحنه‌های متعدد و نثر کاملاً بی‌طرفانه و خالی از صفت و قید و نیز دیالوگ‌های بسیار اشاره کرد. گلشیری تا کنون پنج بار موفق به دریافت جایزه و بیش از ده بار نامزد جوایز مختلف ادبی بوده است. او بیش از ده سال است که در دانشگاه‌ها و مراکز مختلف به تدریس داستان نویسی مشغول است. برخی از آثار : رمان نوجوان




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
پنجشنبه 23 فروردين 1397

خط میخی باستانی که در منطقه بین النهرین ابداع شد بعدها به وسیله هخامنشیان به عنوان خطی رسمی در تمامی کشور بزرگ ایران گسترش یافت. هر چند که در نیمه حکومت هخامنشیان این خط کنار گذاشته شد. امروزه تنها نمونه هایی از خط میخی بر دیواره های کاخ های تخت جمشید، پاسارگاد، شوش و همچنین سنگ نوشته های همدان و بیستون باقی مانده است. البته اشیایی نیز از دوران هخامنشیان کشف شده که خط میخی بر آن ها نقش شده و در موزه ها نگهداری می شوند.

اما این خط و زبان باستانی بیش از 2000 سال پیش از یادها رفته بود و خط و زبان های دیگری جایگزین آن شده بود و به همین دلیل کسی راز نوشته های باستانی روی دیوارها را نمی دانست. از این جهت مردم آن ها را رمز و یا نشانی از گنج و.... می دانستند و شاید از این جهت نام کتیبه هخامنشی در همدان را گنج نامه نهاده بودند. با ورود جهانگردان اروپایی از دوره ی صفویه به ایران، تعدادی از آن ها به دیدن مناطق باستانی ایران نیز می آمدند و نقاشی هایی از این مناطق با خود به کشورشان می بردند. بعضی از آن ها کنجکاو شدند تا با تهیه رونوشتی از این خط ها راز آن را کشف کنند. مثلا جهانگردی آلمانی به نام گروتفلد سعی کرد با مقایسه حروف میخی با هم و از روی کلمه هایی که تکرار شده بودند کلمه (شاه) را بازخوانی کند اما تا کشف کامل راز خط میخی فاصله زیادی بود. بعدها یک نظامی انگلیسی به نام سر هنری راولینسون که برای ماموریتی نظامی به ایران آمده بود به خواندن خط میخی علاقه مند شد. او در طی سفرش به مناطق مختلف ایران به کرمانشاه و منطقه بیستون رسید. در دامنه کوه بیستون و تقریبا در ارتفاع 70 متری از سطح زمین مهم ترین کتیبه باقی مانده از داریوش هخامنشی نقش شده است. راه رسیده به کتیبه بسیار سخت و دشوار بود اما راولینسون با همه خطراتی که او را تهدید می کرد طی ده سال و در دفعات متعدد خود را به کتیبه رساند و رونوشت کاملی از آن تهیه کرد. او بعدها کار نظامی را رها کرد و به فعالیت های باستان شناسی پرداخت و بالاخره بعد از سال ها تلاش در سال 1846 موفق به خواندن کامل خط میخی شد و به این ترتیب رازهای حکومت بزرگ هخامنشیان گشوده شد.

Cuneiform.nojavanha (3)Cuneiform.nojavanha (1)





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
چهارشنبه 22 فروردين 1397

آیا تا به حال به این سوال فکر کرده اید؟ آیا می توانید به این سوال پاسخ دهید؟

اگر شما عزیزان پاسخ این سوال را می دانید؟ می توانید در قسمت نظر خواهی جواب خود را برای ما ارسال کنید.

قبل از تحقیق و فکر کردن در مورد این سوال بیایید قدری بیش تر با این حیوان آشنا شویم.

گورخر جزء خانواده چهار پایان است.

هر گورخر طرح منحصر به فرد و متفاوتی از خط های سیاه و سفید دارد.

گورخر حیوانی وحشی است و عمدتا در آفریقا زندگی می کند. گورخرها انواع مختلف دارند و نوع ساده یا اصطلاحا " گورخر دشتی" دمی به اندازه نیم متر دارد. یک نوع گورخر "گورخر دو راهه" نام دارد چون بدن این گونه از گور خر راه راه سیاه و سفید است و مانند یک پیاده رو عابرین می ماند!

گورخرگورخر حس شنوایی و بینایی قوی دارد.

جالب است بدانید گورخر ها ایستاده می خوابند! غذای گورخر به طور کلی علف است.

گورخربر اساس تحقیق جانورشناسان از روی گوش های گورخر می توان حالت درونی این حیوان را متوجه شد.

گور خر ایرانی بدون خط های سفید و سیاه است! این نژاد آسیایی که نسلش در معرض خطر انقراض است بزرگ تر از الاغ است و رنگ پوستش عمدتا قهوه ای است.




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
چهارشنبه 22 فروردين 1397




پیوندهای روزانه
آمار وبلاگ
  • افراد آنلاین : 1
  • بازدید امروز : 13
  • بازدید دیروز : 1
  • بازدید این هفته : 28
  • بازدید این ماه : 47
  • بازدید امسال : 51
  • بازدید کل : 51
  • تعداد پست ها : 44
  • تعداد نظرات : 0
امکانات جانبی
به سایت ما خوش آمدید
کلیه حقوق این وبلاگ برای chidazin محفوظ است